«خوزستان از نفت نفعی نداشته است»؛ جمله‌ای از وزیر نفت که سال‌ها مردم این دیار فریادش زده‌اند، اما هرگز شنیده نشده بود. استانی که سرمایه‌اش چراغ کشور را روشن نگه داشته، در تاریکی فقر، آلودگی و بی‌توجهی گرفتار مانده است.
  • «خوزستان از نفت نفعی نداشته است»؛ جمله‌ای از وزیر نفت که سال‌ها مردم این دیار فریادش زده‌اند، اما هرگز شنیده نشده بود. استانی که سرمایه‌اش چراغ کشور را روشن نگه داشته، در تاریکی فقر، آلودگی و بی‌توجهی گرفتار مانده است.

چهارم بهمن‌ماه، در نشست شورای برنامه‌ریزی خوزستان، وزیر نفت به تلخ‌ترین حقیقت این استان اعتراف کرد: «خوزستان از نفت، نفعی نداشته است.» این جمله نه‌تنها بازگوکننده درد سالیان دراز مردم این دیار است، بلکه خلاصه‌ای از بی‌عدالتی و بی‌توجهی نسبت به استانی است که شریان اقتصادی کشور را تغذیه می‌کند.

 

این جمله، چیزی نیست که برای مردم خوزستان تازگی داشته باشد. آن‌ها این حقیقت را سال‌هاست که لمس کرده‌اند، با پوست و جان درک کرده‌اند، و در کوچه‌وبازار آن را بازگو کرده‌اند. اما وقتی چنین حرفی از زبان یک مسئول بلندپایه و متولی اصلی نفت و سرمایه کشور شنیده می‌شود، معنای دیگری پیدا می‌کند. اعترافی که انگار تنها تأییدی بر دردهایی است که تاکنون کسی گوش نداده بود.

 

خوزستان، استانی که با نام نفت گره خورده، قلب تپنده اقتصاد ایران است، اما سهمش از این ثروت ملی چیزی جز آلودگی، تخریب محیط‌زیست و زیرساخت‌های فرسوده نبوده است. تالاب‌های خشک‌شده، هوای سمی، و مردمی که با فقر و کمبود امکانات اولیه دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بخشی از واقعیت تلخ این استان است.

 

این اعتراف، هرچند ارزشمند و نشانه‌ای از درک وضعیت است، اما کافی نیست. مردم خوزستان به چیزی بیشتر از کلمات و وعده‌ها نیاز دارند. آن‌ها خواهان عدالت‌اند؛ عدالت در تخصیص بودجه، عدالت در توسعه زیرساخت‌ها، و عدالت در بهره‌مندی از منابعی که متعلق به آن‌هاست.

محمد عبیات